ما بدون شک با یک موقعیت تراژیک روبروئیم. البته نه از آن جهت که دولت به شدیدترین وجهی به سرکوب توده ها دست می زند، نه! اتفاقاً به رغم جنجال سوسیال دموکرات های راست و چپ که متفقاً بر فاشیستی بودن "دولت کودتا" پافشاری می کنند، اگر دولت حاکم جهت هر اقدام خود به توجیهات ایدئولوژیک نیازمند است، در مقابل، دوز فاشیسم "جنبش سبز" آنقدر بالاست که بی نیاز از توجیه ایدئولوژیک، به شکل هرچه زننده تری خودنمایی می کند: این جنبشی شدیداً ایدئولوژیک است که بخشی از جامعه را مسخ کرده و اذهان بسیاری را تحت کنترل درآورده است؛ تراژدی اینجاست!
... قبل از پاسخ به پرسش شما می خواهم نکته ای را مورد تأکید قرار دهم؛ و آن اینکه جنبش چپ دانشجویی ــ اگر نه بصورت مستقیم و برپایه ی تعلق طبقاتی افراد و نقش و جایگاه آنها در سازمان تولید ــ یک جنبش طبقاتی است، و اشتباه فاحشی مرتکب شده ایم اگر آن را در زمره ی مقولات آکادمیک قرار داده و با ابزار و محک مفاهیمی چون « اصالت سیاست » و نظرورزی های رمانتیک به تجزیه و تحلیل آن بپردازیم ...
[ این مطلب را در سایت اشتراک بخوانید ]
زنانگی در انگشتانم فرو می رود و باران
ماهتاب از دستان ِ تو جاری می شوم / تفنگ
به دوش ام می گیرد و
نگاه که در آرشیو ِ ذهنم کاشته ای
مرا مرور می کند
ملتهب بر سنگفرش ِ واژه ها ــ دشنه ها، سنگ ها،
سنگرها در گلویم سرود، سپیده، صبح می شوم
لب خندت را فندکی
که از جیبم بیرون می آید
و یک انقلابی سیگارش را روشن می کند
حنجره را بامداد شده ام
مداد شده ام
و نوشته ام :
دست هایت کاش
کاشکی
و مین ها ذهنم را کاشته اند مرور کرده بودم
که زن و گلوله
همرزم ِ یورتمه ی باران و سنگ
تا از هرچه تهی بودم سنگری می سازم
و در پنجره آفتاب می شود
آب می شود
پرومته تو را به انسان هدیه ای می بخشد،
و یک انقلابی سیگارش را روشن می کند.
سیامک امین - قرنی آقایی
۹ شهریور ۸۸