طایفه ی شبیخون اعتراض می کنم.
طایفه گی شبیخون می کند ــ اعتراض
شما که شعرتان شیزوفرن پرواز می کنید.
که من شعرم شعار زخم می شوم.
از آسمان تان تا زمین / زخم می شوم.
از خود ارضایی تان تا بوسه / زخم می شوم.
از شعرتان تا زخم می شوم.
انتظار ِ یک لب خند ــ اعتراض
اتفاق ِ یک معنا سرخ می شوید شرم و عصب
بر بام ِ افق می بارم ــ سرخ
از بام ِ افق
ستاره پرواز می کند شعر
مرگ بر شما را پاره می کنم
تا یک اتفاق
من از همه ی رؤیاها می شکوفند
ناباور ِ چشمان تان غبار ِ قاب ِ خالی ی ِ پشت اش دیوار
پنجره و آینه ام شفاف
از خون ِ آسمان ِ شما
همه ی رؤیاها شکوفه می دهم
بادبادک ِ یک بوسه
که زخم شده بودم
شعرتان را
به یک واژه لو می دهم
طایفه ی شبیخون قیام می کنم
طایفه گی قیام می شوند فرزندان ِ ناخلف ِ شما
خسته از بازارتان
شما را می فروشند به یک دنیای ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ لب خند !